بيشتر كارخانه دارهاي ما چرتكه اي هستند

شناسنامه مطلب
نویسنده مطلب: 
روزنامه اعتماد ملی
خلاصه: 
گفت وگو با معاون وزير صنايع و معادن هنگامي كه تقي بهرامي نوشهر در بيست وسومين نشست هيات نمايندگان اتاق تهران با صداي بلند اعلام كرد: «صنعت كشور در لبه پرتگاه قرار گرفته»، بسياري اين هشدار را شنيدند، حتي محمد مسعود سميعي نژاد، معاون وزير صنايع و عضو دولتي اتاق تهران، پس از پايان نشست هيات نمايندگان به سراغ معاون وزير صنايع مي روم تا از زبان اين عضو دولتي اتاق بازرگاني بشنوم «امروز صنعت كشور با لبه پرتگاه چقدر فاصله دارد؟» پاسخي كه مي شنوم اين است «همه اينها حرف است.» گفت وگوي كوتاه اعتمادملي با محمد مسعود سميعي نژاد را در ادامه مي خوانيد: اين روزها از گوشه و كنار كشور صداي ناله توليدكنندگان و واحدهاي كوچك و بزرگ صنعتي بلندتر به گوش مي رسد. بسياري از واحدهاي صنعتي در شرف تعطيلي هستند. چرا به اينجا رسيديم آقاي دكتر؟ شما مثالي داريد كه بزنيد؟ ما كه نمي بينيم! يكي از نمونه هاي آخر همين شركت ايرالكو. بزرگ ترين كارخانه آلومينيوم سازي ايران كه به تازگي اعلام زيان كرده است و يا همين گزارش كه چندي پيش خبر از بحران 150 شركت بزرگ مي داد كه اعتمادملي نيز گزارش كاملي از آن را منعكس كرد. اينها همه حرف است! در حال حاضر ما هيچ شركت معدني بورسي ورشكسته يا زيانده نداريم. ما بزرگ ترين بحران را سال گذشته در بخش فولاد جهان داشتيم. اما شركت هاي فولادي ما علاوه بر افزايش توليد، سودشان نيز نسبت به سال 86 بيشتر بود. هرچند سال گذشته بحران مالي جهان گريبان بسياري از كشورها را گرفت اما خوشبختانه ما در فولاد، آلومينيوم، سنگ آهن، مس و زغال سنگ نه تنها افزايش توليد كه سودآوري هم داشته ايم. حال من مي توانم مثالي در اين مورد از زبان شما بشنوم؟ فولاد مباركه و ذوب آهن اصفهان دو نمونه بارزي هستند كه سودآوري خوبي هم داشتند. اين دو واحد صنعتي كه نام برديد هر دو دولتي هستند اما واحدهاي ريز و درشت صنعتي و معدني چه؟ همانطور كه گفتم گزارش هايي كه درباره تعطيلي واحدهاي توليدي پخش شده در حد حرف است و در برخي روزنامه ها نوشته شده است. اما اجازه بدهيد به عنوان يك عضو وزارت صنايع اعلام كنم كه عوامل زيادي در ورشكستگي و سوددهي واحدهاي صنعتي نقش دارند. به عنوان مثال، برخي مديران كارخانه هاي ما تسهيلات سرمايه در گردش را كه از بانك ها دريافت مي كنند در بخش سرمايه ثابت هزينه مي كنند. بعد ادعاي كاهش توليد دارند. در حالي كه اگر در عملكرد مديريتي اين واحدهاي صنعتي دقيق شويم ايرادهاي بسياري رو مي شود كه در ورشكستگي آن نقش داشته است. تمام گناه ها را نمي توان به گردن بحران جهاني انداخت به طور مثال ما سال گذشته در بخش فولاد و سيمان رشد فزاينده توليد داشتيم و به طور كلي در بخش معاونت معدن وزارت صنايع، ما سال گذشته تنها در صنايع آزبست كاهش توليد داشتيم كه آن هم به دليل سياست هاي دولت در جهت كاهش توليد آزبست صورت گرفت. اما در بخش معدن نيز شاهد بحران هستيم. واحدهاي سرب و روي، امروز از كاهش توليد و حتي تعديل نيرو گلايه مند هستند. در صنعت سرب و روي نيز سال گذشته رشد توليد خوبي داشتيم اما به دليل اينكه قيمت اين محصول معدني به قيمت هاي جهاني وابسته است، سال گذشته به دليل بحران جهاني واحدهاي سرب و روي ما نيز تحت تاثير قرار گرفتند اما در اين ميان شركت هاي توانمند با مديريت مناسب اين بحران را پشت سر گذاشتند، شركت هاي كوچك و خصوصي نيز به سمت كاهش توليد و تعديل نيرو رفتند. يعني شما معتقد هستيد كه سياست هاي وزارت صنايع و به طور كلي دولت در ايجاد بحران براي واحدهاي صنعتي و معدني نقشي نداشته اند؟ (دولت را مي گويم) به اعتقاد من ايجاد بحران در برخي كارخانه ها را بايد در ضعف مديريتي اين واحدها رصد كرد. به نظر شما دولت در شرايط بحران جهاني چه نقشي مي تواند داشته باشد و چه كاري مي تواند انجام دهد، شما به ما مي گوييد، ما همان را انجام مي دهيم! از طرف ديگر هدف اصلي وزارت صنايع و معادن ايجاد اشتغال است. به هر حال ما هم از اينكه كارخانه اي اعلام ورشكستگي كند ناراحت مي شويم. به هر حال در همين جمع هيات نمايندگان اتاق تهران، مديران كارخانه هاي بزرگي حضور دارند كه يا خود به بحران خورده اند يا با واحدهاي بحران زده از نزديك آشنا هستند. بيش از 20 سال نيز به توليد مشغول بوده اند ولي در اين 2، 3 سال اخير كارد به استخوان رسيده است. دوستاني كه در اين جمع حضور دارند از مديران لايق صنعت وبازرگان هستند. بسياري از مديران واحدهاي صنعتي شما به فكر سودآوري هستند. در حالي كه هنوز تجهيزات و ماشين آلات خود را به روز نكرده اند. مقوله تحقيق و توسعه نيز در بسياري از واحدهاي صنعتي فراموش شده است. بسياري از كارخانه دارهاي ما چرتكه اي هستند. اينگونه نيست كه طي اين دو، سه سال به بحران خورده اند، مديريت غلط واحدهاي صنعتي و معدني ما طي 20 و چند سال اخير انباشت شده و امروز بحران مالي و نيروي انساني از آن سرريز شده است. وقتي واحدهاي نساجي ما طي چند سال اخير ماشين آلات دست دوم تركيه اي را با تسهيلات بانكي خريداري و وارد عرصه توليد مي كنند بايد هم انتظار چنين روزي را داشته باشند كه توان رقابتي را از كف بدهند. در بخش فولاد نيز همينطور بايد بگويم اكثر توليدكنندگان فولاد ما بين سال هاي 80 تا 84 ماشين آلات استوك و دست دوم را به چرخه توليدي خود وارد مي كردند كه ما در دولت نهم با دستورالعمل هايي جلوي ورود ماشين آلات دست دوم را گرفتيم.